تبليغاتX
My Gutty Kitty

چگونه يك معتاد اينترنت را بشناسيم؟

مطالعات جديد در آمريكا نشان مي‌دهد علايم اعتياد به اينترنت و الكل به هم شبيه است.

به گزارش خبرگزاري سلام، طبق مطالعات انجام شده توسط محققان دانشكده پزشكي دانشگاه استنفورد در يك هشتم از دو هزار و 513 بزرگسال مورد آزمايش، حداقل يكي از علايم استفاده نادرست اينترنت مشاهده شده است.

الياس ابوجاده (ELIAS ABOUJAOUDE) باني اين مطالعات و مدير كلينيك كنترل اختلالات ناگهاني استنفورد اظهار داشت: تاكيد بسياري بر فوايد اينترنت شده اما در مورد مشكلاتي كه ممكن است براي دسته‌اي از استفاده‌كنندگان به وجود آورد، كمتر صحبتي به ميان آمده است.

آنچه او را بيش‌تر نگران كرده است، شباهت رفتاري معتادان به اينترنت و الكلي‌هاست. زيرا آنان از اينترنت همانند الكل در مواقع غيرضروري و براي فرار از افسردگي استفاده مي‌كنند.

وي مي‌گويد: در مواردي نيز اينترنت براي خوددرماني استفاده مي‌شود. طبق اين مطالعات براي 7/13 درصد آزمايش‌شوندگان چند روز دور ماندن از اينترنت سخت بود. 7/8 درصد استفاده غيرضروري از اينترنت را كتمان كردند، 9/5 درصد احساس مي‌كردند استفاده افراطي از اينترنت روابط‌شان را دچار مشكل كرده است و 2/8 درصد از اينترنت براي فراموش كردن مشكلات يا وضعيت بد روحي استفاده مي‌كردند. البته با تمامي اين اوصاف، ابوجاده اعتياد به اينترنت را اختلالي باليني نمي‌داند.

وي در اين زمينه تصريح كرد: اين مساله نوعي بيماري نيست و هنوز تحقيقات ما كامل نشده، اما اين مطالعات ما را به تشخيص‌هاي باليني موثري خواهد رساند. NETALERT تشكلي وابسته به دولت استرالياست كه افراد را در زمينه سلامت اينترنتي راهنمايي مي‌كند .

اين انجمن، گفت‌وگوها (چت) و بازي‌هاي اينترنتي را اعتيادآور مي‌داند. بازي‌هاي آنلاين خشم مخالفان را برانگيخته است، مخصوصا پس از مرگ نوجوان 13 ساله چيني در ماه مه كه والدينش اظهار داشتند وي پس از 36 ساعت بازي مداوم آنلاين WARCRAFT خود را از بالاي يك ساختمان بلند پايين انداخت.

دنياي بازي WARCRAFT يكي از عوامل اصلي اعتياد اينترنتي محسوب مي‌شود. يكي از معتادان بهبود يافته بازي WORLD OF WARCRAFT اعتراف كرد كه در دنياي بازي، زندگي و دوستان جديدي پيدا كرد كه زندگي طبيعي‌اش را تحت تاثير قرار داده بود.

وي در يك وبلاگ نوشته «اين بازي‌ها دنيايي مجازي به وجود مي‌آورند كه مي‌تواني در آن خودت نباشي. اين موضوع بسياري از خانواده‌ها و دوستي‌ها را از بين برده است و اثر مخرب آن از كليه مواد مخدري كه هم‌اكنون در بازار وجود دارد، بيش‌تر است.

وي مي‌نويسد: "زماني كه بازي كردن را شروع كردم، هدفم ايجاد شرايط بهتر زندگي بود. حال پس از گذشت يك سال وزنم 30 پوند بيش‌تر شده است. پيش از اين اوقات فراغت خود را با نوشتن و نواختن موسيقي مي‌گذراندم اما حالا بيش‌تر از يك سال است كه دستم به گيتار نخورده است". وي همچنين از ساختار بي‌پايان برخي بازي‌ها ابراز نگراني مي‌كند و مي‌گويد: "اكثر بازي‌ها به گونه‌اي طراحي شده‌اند كه به سادگي در آن موفق نخواهيد شد و تنها راه بهتر بازي كردن بيش‌تر بازي كردن است".

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط  مریم   | 

یعنی کی می تونه باشه؟(این تمثال )

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط  مریم   | 

اسم:لاکی

نژاد:تریر

سن:اساله

جنس:نر

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 11:42 بعد از ظهر  توسط  مریم   | 

اسم:تیمون

نژاد:تریر

سن:۵ماهه

جنس:ماده

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط  مریم   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 11:35 بعد از ظهر  توسط  مریم   | 

سلام:

امروز ۱۳آبان یوم الله یوم الله.طبق معمول یک ریاضی دان(خودم)به نام عاطفه اتوبوس را به قدوم خویش مزین ومنور نمودوشروع کرد به فک زدن(طبق معمول)دوباره طبق معمول سر اصطلاحات زیستی (به به!)خنگول بازی دراورد(...such as)وقتی پیاده شدیم گیر دادم که تند بریم هی گیر داد(مریم)که نه تند نریم. می گفتم که امروز جشن همه مسخره ام کردن ودرست هم درآمد.اینارو ولش راهپیمایی و بچسب.

قرار بود که فقط ۳تجربی هارو[(به به)(چه عجب )]بعد من(عاطفه)ومخدخت و سارا به عنوان شورای مدرسه و مریم کچل به عنوان عضو شورای بسیج قرار شد که ریاضی ها هم برن.(اه اه)نعیمه [[این یک عنصررادیواکتیو ریاضی است که به تازگی کشف شده](نعیمیم)].در حالی که تماما داشت می سوخت فعالیت می نمود و چفیه ها رو واسه بچه ها کروات می کرد.

بعضی ها هم واسه خودشون مدل بندری می بستن.(وووه ووه حالا وووووه وووه)

 

     با مشارکت بنده (عاطفه)به عنوان عضو شورا ودر طی صحبتی که با زهره جون(مدیرجدیدجون جانشین جون زهرا جوووون)داشتم امتحان فیزیک به ساعت آخرکه زبان داشیتم موکول شد[(من wcدارم.ای خدا .ساعت دقیقا ۲بعدازظهر ومادرست زیر برد همایش ۸۵ نشسیم.(فهمیدین که ما همایش داریم)درجنب ما یه کنده درخت که فکر کنم بازمانده ای از همایش ۸۴هستش+دوچرخه Mr.molaeeهست[دراین لحظه من به مریم می گم چقدر اینا چرت وپرته که مریم از خند مرد]الان مریم به طور ناگهانی پخش زمین شد ویک کشف نیوتونی انجام داد و دید که بالاسرمون یه سقف هست و یه لامپ غیر کم مصرف بهش آویزوونه واییییییی)].

ببنید من هنوز اسمم به طور رسمی به عنوان عضو شورا اعلام نشده چقدر فعالیت می کنم.

بالاخره سوار اتوبوس شدیم.بعداونایی که چفیه نداشتن یک/ yak/چیزایی پوشیدن به نام کاور اونقد مستهجن بود عکسboys(اس جمع است!)داشت بعضی ها که عارشون می شد نه ببخشید فکر می کردن اگه اینا رو بپوشن ریا می شه و اخلاص بسیجی از بین می ره یه چیزی درازی رو به طور کج کج بستن جلو خودشون.(پیف پیف صدرحمت یه اون کرواتا نه ببخشید چفیه ها.)

طبق معمول مراسمdancingدر اتوبوس بر گذارشد والبته نه مثل همیشه یه کمی کمتر.

مارو میدون امام حسین(علیه السلام)پیاده کردن.خانم رضوی گفت:"نظام یک"همه به هم به حالت ....نیگا کردن.خانم رضوی فرمودن:"که یعنی یک دانه صف درست کنید"به نظر شما چی می شد اگه می گفت یک نظام؟ولی خب ماها ۴نظام کردیم(یعنی ۴تا صف درست کردیم)چونکه ساعت ۹شده بود خانم مرادی فرمودن که برید تو میدون یه ذره هوا بخورین.ایشون هم متوجه شدن که ما نیازبه هوا خوری داریم.[الان ما تو سالن اجتماعات یه جلسه روانشناسی به مناسبت هفته بهداشت روان برگزارشده که به انتخاب این دومای نچسب موضوعشchat هست.. مریم تو گوش من می گه:چت چیه؟وخودمم در حال استراق السمع هستم که شنیدم یکی از دوما از دوسش پرسید شما چت می کنی؟دوستش گفت:نه اصلا چت چیه؟!!!!  ]

ادامه...ما عبارات و پرمفهوم((استقلال آبکشه     استقلال سوراخه))را شععار می دادیم.[بنده باید عرض کنم که این عبارات پرمفهوم مختص ریاضیاس چون اگه ما می خواسیم عبارت پرمفهوم بگیم می گفتیم:اینتر میلان  و بعضیام می گفتن منچستریونایتد.بببببله!]رفتیم تو میدون مراسم عکاس گرفتن شروع شد. مشت هامون رو گره کرده بودیم تا عکس بگیرن.فکر کن چن دقیقه همین جور صاف تو هوا نگه داشته بودیم بدون هیچ حرکت و شعاری وچیزی.

بسیج فرزانگان(دروغ نگو من_مریم_ کی بود؟من بسیجی بودم که می گی بسیج مدرسه فرزانگان؟)به عنوان گروه اول می ره تو خیابون.درحالی که اصلن خیابون رو نبسن وهمین جور موتور ماشین از کنار ما رد می شدن و هرچی دلشون می خواس بارمون می کنن.

مخدخت به عنوان سر گروه هی جیغ می زنه و می گه مرگ بر امریکا.مرگ بر اسرائیل.[اه اه این مریم چقدر فین فین می کنه؟یه کی بیاد به این شربت children cold بده .مریم:نه خوبه دنیادر حال پیشرفته چون یه ریاضی اسمه یه شربتو بلد بود.راستی من فین فین نمی کردم.سینوسام دوباره چرک کرده بودن نمی تونسم خوب نفس بکشم.بی ادب.].......To be continued

به احتمال زیاد بقیه اش و خود عاطفه جون تو وبلاگش می گه.بعضی جاهاشو عاطفه نوشته بعضی جاهاشم من به عاطفه گفتم نوشته .دیگه شرمنده اگر یه ذره  هم چین چیز ...بود ببخشین.(پررو نشین)

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 9:55 بعد از ظهر  توسط  مریم   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 6:39 بعد از ظهر  توسط  مریم   | 

فطريه ي عاشقي

هلال نقره اي ماه، آسمان رمضان را روشنايي بخشيده است و منِ خاکي در اين ثانيه هاي آخر به يک ماه مهماني مي انديشم، به يک ماه خاطره ي آسماني، به يک ماه «ربَّنا لا تزغ قلوبَنا»ي(1) دستانم، به يک ماه طعم دعاي سحر و به يک ماه تشنگي!.

خدايِ آسمانيِ دل خاکي ام، تو را قسم مي دهم به اين لبان تشنه، ما را با نگاه مهدي ات سيراب گردان و اين شب عيد، آخرين شب عيد بي مهدي باشد.

خدايا آسمان نيازم سرشار از توست، منِ روزه دارِ عاشقي را بيش از اين تشنگي مده! و قدم هاي مهديت را هديه ي روز عيد نصيب ما گردان.

«اللهُم اجعَل صيامي»(2) در اين شهر رمضان «بِالشُکر و القبول عَلي مَا تَرضاهُ...» امشب منِ سراپا خاکي، همانند شبهاي قدر به نيايش تو نشسته ام و تاريکي شب را در زير نور مهتاب با ذکر شمار عاشقي ام انتظار مي کشم... انتظار! انتظار رسيدن روزي که فطريه ي عاشقي ام را بپردازم، قلب کوچکم را مي گويم ... اي مهدي قلبم براي تو، منتظرمان نگذار!

امشب من با مهتاب به درد دل نشسته ام و حضور مهدي را تمنا مي کنم تا آسمان دلم را با آمدنش مهتابي سازد.

من در سيل سرشکم غسل عيد به جا آورده ام، غسل شادماني، غسل شوق...

صدا مي آيد... الله اکبر، خدا بزرگ است؛ لا اله الا اللهُ، الله اکبر(3)، و ستايش مخصوص توست اي تنها بهانه ي نيايش.

آسمان که هر صبحدم تسبيح تو مي گويد اينک در اين صبح باراني از شوق و شور در اين عيد عرفاني در مقابل روزه داران کم آورده است، اين همه عاشق زير سقف آسمان دست به سوي پروردگار به نيت پنج مهمان کساء پيامبر «اللهُم اهلَ الکِبرياءِ و العظمةِ و اهلَ الجودِ و الجبروت»(4) را، با تو نجوا مي کنند، اي تو اهلِ عفو و رحمت و اي اهل تقوا و مغفرت...

دانه دانه ي اشک آسمان با سرشک شوق آدميان درآميخته و همه فرياد مي زنند «اسئَلُک بِحقّ هذا اليَوم» که قرارش دادي «للمسلمينَ عيدا» رحمت فرست بر محمد و خاندان او، بر مهدي موعود، بر منتَظَر دل ما، سلام ما را برسان يا الله!

«و اعوذُ بِکَ مِمَاستَعاذَ منهُ عِبادُک الصالحون» پناه مي برم به تو از دردِ جانکاه انتظار...!

چه نشاط انگيز است همگام با نسيم صبحِ باراني پس از يک ماه روزه داري و نماز عاشقي، يک صدا با ديگر عاشقان، هم نوا با آن يار سفر کرده! نداي «اللهُم رَبَّ النورِِ العظيم»(5) سر دهي و در آخر با ضربه هاي قلبت «العجل، العجل، العجل» را عيدانه از خداوند درخواست کني.

پس از يک ماه روزه داري و لب تشنگي اکنون با باران رحمت پروردگار روزه ات را افطار کن!

روزه ات قبول(کله گنجشکی)

 

راستی این ۴روز تعطیلی رو برین حال کنین که دیگه فکر نکنم گیرمون بیاد(به این می گن پیام اخلاقی)

روز اول=خواب +خوش گذرونی

روز دوم=خواب+خوش گذرونی

روز سوم=خواب+ خوش گذرونی

روز چهارم=خواب خوش +گذرونی(تا ساعت ۶ شب)

بقیه شبم دیگه که معلوم باید چسبید به درس.

ولی این برنامه رو جدی نگیرین چون عاقبت خوشی نداره.چون اگه مورد پرسش دبیر محترم قرار بگیری دیگه هیچ بهونه ای پذیرفته نیس مگه بگی تا الان مرده بودم نتونسم درس بخونم.پس برنامه نغییر می کنه:

روز اول=درس+تست

روز دوم=درس+تست

روز سوم=درس+تست

روز چهارم=درس+تست(تا ساعت ۱۱شب)

بقیه شبم دیگه باید خوابید که سر کلاس حال داشته باشیم تا حرف های شیرین دبیر خدایی نکرده زبونم لال تبدیل به لالایی نشه.

فعلا من برم به این حال و حولم برسم.(ببخشید برم کتاب تستم بردارم یه چندتا تست بزنم).

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 0:3 قبل از ظهر  توسط  مریم   |