
خوب شب یلدا بدون شعر حافظ که نمی شه می شه؟![]()
گر می فروش حاجت رندان روا کند /ایزد گنه ببخشد رفع بلا کند
ساقی به جام عدل بده باده تا گدا/غیرت نیاورد که جاهن پر بلا کند
حقا کزین غمان برسد مژده ی امان/گرسالکی به عهد امانت وف کند
گررنج پیش آید وگرراحت ای حکیم/نسبت مکن به غیرکه اینهاخداکند
درکارخانه های که ره عقل وفضل نیست/وهم ضعیف رای فضولی چراکند
مطرب بساز عود که کس بی اجل نمرد/وان کونه این ترانه سراید خطا کند
ما را که دردعشق وبلای خمار کشت/باوصل دوست یا می صافی دوا کند
جان رفت در سر می وحافظ به غشق سوخت/عیسی دمی کجاست که احیای ما کند
شب یلدای خوبی داشته باشین.![]()
![]()
![]()
این هم حضور من وv.m جون.البته لازم به ذکر است که این عکس تمام قد بود که پای صندوق رای گرفتیم ولی برای جلوگیری از ریا فقط بخش مهم را در جلوی دیدگان شما قرار دادیم.امید که مقبول افتد.![]()
![]()
![]()
شامگاه در ساحل رود نیل کفتاری به تمساحی برخورد وبه هم سلام کردند.کفتارگفت:"حال روزتان چه طور است؟"تمساح جواب داد:"وضعم خراب است.گاهی از شدت دردورنج گریه می کنم.بعد همه می گویند این اشک تمساح است.این بیش از هرچیز دیگری ناراحتم می کند."کفتار گفت:"از درد ورنج خودت می گویی اما یک لحظه هم به من فکر کن.من زیبایی ها و شگفتی ها و معجزه های دنیارا می بینم واز شدت شادی مثل روز می خندم و بعد همه اهل جنگل می گویناین خنده کفتار است."
اینتر پرستاره
/هیچ جارقیب نداره/میلان بی ارده/هیچ جا نشون نداره (شاعر:مریم)
اینم مانچینی جون همراه فیگوجون ![]()

سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش/اصل ثابت نسل باقی تخت عالی و بخت رام.
افراد با سعادت کلا به چند دسته عظیم تقسیم می شن.یکی از اون دسته افرادی که خیلی سعادتمند هستند
(یعنی خیلیا)کسانی هستند که روز تولدشون امتحان دارن
.اونم چه امتحانی!درس عمومی هم نیست که به خودشون دلداری بدن.بله. امتحان فیزیک دارن.![]()
بنده از اونجا که جز افراد باسعادت هستم دومین سال متوالی که روز تولدم امتحان فیزیک دارم.آره.یک/yak/سعادتی می خواد که نمی دونید.ایشاالله نصیب شماهم بشه![]()
که ببینین چه کیفی میده![]()
درضمن امسال تولد من با ولادت امام رضا(علیه السلام)قرین شه که این تقارن به فال نیک می گیرم.(ایشاالله هرکی که این متن می خوونه قسمتش بشه بره پابوس امام.راستی برای کبوتراشم حتما دونه ببرین.)
یه چیز دیگه.بعد از گذشت تقریبا یه ماه این عاطفه خانم ادامه ی مطلب روز دانش آموز نوشتن وتقدیم بنده حقیر کردن
.یه مقدمه عرض کنم که هرچی تو متنش هست ازقول اونه شاید آخرش یه چی خودم نوشتم.
به حادثه ای که اکنون در زندگی به نظرت فاجعهای می آیدده سال بعد می خندی پس حالا بخند تا ده از سال از زندگی جلو باشی."دکتر علی شریعتی"
سلام:
تاریخچه تقلب از جایی شروع می شود که حسن کچل برای نخستی بار به مکتب رفت.از بد ماجرا همان روز امتحان ماهیانه کودکان مکتب بود.لیک حسن کچل از روی تنبلی چشمان چپش را برروی ورقه همزادش انداخت تا نکته ای از ورق فوق الذکر دشت کند.
این بود که اولین تقلب تاریخ بشری رقم زده شد.البته این تقلب با روش های بسیار ابتدایی(در مقابل ترفندهای کنونی)صورت گرفت.بدین ترتیب که حسن کچل با کلی زور زدن خودرا یه یالای ورقه همزادش رسانید وخیلی راحت مطالب را کش رفت.ارآن به بعد تقلب دروان طلایی خودرا طی کرد.
روش های نوشتاری:
۱-نوشتن روی کف پا پس کله پشت گوش و...
۲-نوشتن روی میز پشت نیمکت زیر نیمکت پشت لباس دانش آموز جلویی...
۳-نوشتن روی دستمال کاغذی پاکت نامه...
۴-نوشتن ولوله کردن تقلب وجاسازی آن در حفره های مختلف ازجمله:بینی دهن فک پائین دریچه آئورت...
روش های باکلاس:
۱-استفاده از ماشین حساب مهندسی.
۲-استفاده از آئینه موچین لوازم آرایش فیلم عکس...
روش های بی کلاس:
۱-شیر مالیدن سر یکی بچه های درسخوان و خم شدن روی برگه طرف.
توجه:
اگر در این کار تبحر کافی ندارین اصلا سمت این کار نروید که عواقبی جز ضایع شدن اخراج وتابلو شدن ندارد.

کوهنوردی تصمیم به فتح قله ای بلند گرفت و بایادخدا شروع به بالا رفتن از قله کرد.درمیانه های راه تاریکی همه جارا فراگرفته بود ولی او ادامه داد تا این که سنگی زیرپای او لغزید و او را به پائین پرتاب کرد.ولی به خواست خدا به وسیله ی طناب که خود را با آن بسته بود میان هوا وزمین معلق ماند وحال او بود وخدای او.
ازخدا طلب کمک کرد وا از جانب خدا ندا رسید که طناب را رها کن ولی او از ترس این کار را نکرد چون شب بود و او چیزی را نمی دید.فردای آن روز مردم جسد مردی را که از طناب آویزان بود پیدا کردند ولی او فقط یک متر با زمین فاصله داشت .اگر به توصیه خدا عمل کرده بود زنده می ماند.