تبليغاتX
My Gutty Kitty

سلام:

با اجازتون بی مقدمه میرم سر اصل مطلب

من و v.m دو تااسب دیدیم سر اینکه کدوم خوشگلترن با هم به مشکل بر خوردیم نزدیک بود کار به زد و خورد بکشه که بنده برای جلوگیری از خون و خونریزی پیشنهاد دادم که عکس این دو تا اسب رو اینجا بذاریم تا همه دوستان بیان نظر بدن و بگن کدوم خوشگلتره تا شاید از شروع سومین جنگ جهانی جلو گیری بشه.

* پیشنهاد v.m جوووووون:هر کی اون اسبی رو که من دوست دارم انتخاب کنه جایزه می گیره.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 11:32 بعد از ظهر  توسط  مریم   | 

سلام:

عرضم به حضور انور دوستان گرام

چندی پیش با بارش سنگین برف در قاره کاشان،بنده سر ذوق آمده تا از جایگاه خویشتن که عضویت  افتخاری در انجمن عکاسان حرفه ای جهان استبهره جسته و بدین منظور عکسی به یادگار از منظره بس زیبا و دل انگیز زمستانی بگیرم امید که مقبول حضور عزیزان هنردوست واقع گردد.

درضمن تقاضای عکاسی از مجالس عروسی،تولدو غیره نفرماییدکه به علت ضیق وقت به هیچ وجه مجالش فراهم نمی باشود

*آقا گیر ندین این متن به کمک یه نفر خنک نوشته شده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 6:34 بعد از ظهر  توسط  مریم   | 

سلام:

امروز تاسوعای حسینی سال ۱۳۸۵ه.ش است مصادف با سومین سالگرد فوت مامان بزرگم.

اولش نمی خواستم که این موضوع آپ کنم ولی پیشه خودم گفتم اگه یه نفرم یه فاتحه هم بخونه خوبه.

سه سال پیش شب تاسوعا مثه هر سال همه فک فامیل رفته بودیم خونشون .ازاون طرفم رفتیم تکیه.همه فامیل اونجا بودن.آخرای شام بود که دیدم بابام اومده دمه در دنباله دختر عمه ام .حالش بد شد رفت بیرون.اصلا فکرشو نمی کردیم من ومامانم رفتیم دمه در به بابام گفتم چی شده گفت:.....وقتی وارد خونه شدم دیدم رو به قبله خوابوندنش با اون چادر طوسی رنگی که همیشه عمه ام باهاش نماز می خوند.مامانم نذاش ببینمش .چه شبی بود.خیلی شب بلندی بود.اصلا شب .....

اگه خواستین فاتحه بخونین بی زحمت ۲تا بخونین یکیش واسه مامان بزرگم یکی هم واسه بابابزرگم.(خیلی پررو ام نه؟)خدا رحمتشون کنه..

 




 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 5:9 بعد از ظهر  توسط  مریم   | 

آدم را پرسیدند که از روزگار عمرت کدام وقت خوشتر بود؟

گفت:آن دویست سال که بر  سنگی برهنه نشسته بودم و،در فرقت بهشت ،نوحه و گریه می کردم.

گفتند: چرا؟

گفت:زیرا که هر روز بامداد جبریئل آمدی،گفتی ملک-تعالی-می گوید:ای آدم،بنال؛که من که افریدگارم،ناله و نوحه تو را دوست دارم.

قصه یوسف(تفسیر سوره ی یوسف)

تاج الدین ابوبکر احمدبن محمدبن زید طوسی

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 11:33 بعد از ظهر  توسط  مریم   | 

سلام:

شکست به این معنی نیست که تو یه شکست خورده ای،بلکه به این معنی است که تو موفق نشده ای.شکست به ای معنی نیست که تو هیچ کاری رو به انجام نرسوندی بلکه به این معنی است که تو داری بعضی چیزارو یاد می گیری.

شکست به این معنی نیست که تو یه آدم پایین رتبه ای ،بلکه به این معنی است که تو آدم کاملی نیستی.شکست به این معنی نیست که تو زندگیتو به هدر دادی بلکه به این معنی است که تو یک دلیل برای شروع مجدد داری.شکسته به این معنی نیست که تو باید تسلیم بشی بلکه به این معنی است که تو باید بیش تر کوشش کنی،شکست ها یه این معنی نیست که خدا داره ترکت می کنه بلکه به این معنی است که خداوند یک راه بهتر برای تو داره.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط  مریم   |