گر چه هنوزم فاصله ها خورشید از من می گیره
اما نذار این شب زده باز تو تن ظلمت بمیره
ثانیه ها ثانیه ها وسعت فریاد منه
کاری بکن کاری بکن فرصت میلاد منه
با تموم خستگیام با همه دل بستگیام
با تموم خستگیام با همه دل بستگیام
لب خاموشم تو رو چون شعری واسه فریاد کم میاره
تو کویرتشنه ی روحه من بگوباز بارون بباره
با تو این ثانیه ها معنی تکرار نبودن
باور آببنه هاجرات انکار نبودن
توهمون معجزه ی شرقی باران وعطش
تو نبودی توی شب ان همه تب دار نبودن
تو نه سحری تو نه جادو نه سرابی می دونم
تو نه آواز تو نه رویای یه خوابی می دونم
تو همون آیت نوری تو شبای سیاه
توی آواره تباهی تو امیدی تو پناه
گر چه هنوزم فاصله ها خورشید از من می گیره
اما نذار این شب زده باز تو تن ظلمت بمیره
ثانیه ها ثانیه ها وسعت فریاد منه
کاری بکن کاری بکن فرصت میلاد منه
سلام:
عاطفه اگه مردم خونم گردنه تو بید![]()
![]()
![]()